Monday, December 27, 2004
به دنبال حوادث دانشگاه علم و صنعت كه طي آن اعضاي بسيج دانشجويي تحت هدايت نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه رياست اين دانشگاه را به گروگان گرفته و مورد ضرب و شتم قرار دادند، مجلس هفتم كميتهاي را تحت عنوان كميته «حقيقتياب» براي بررسي اين ماجرا و عوامل مؤثر در آن تشكيل داد.
به گزارش خبرنگار «رويداد»، نتايج «حقيقتيابي» راهيافتگان روز دوشنبه هفتم دي ماه منتشر شد كه طي آن تقصير مهاجمان و گروگانگيران تنها «غلبه احساسات كه منجر به انجام اقدامات خلاف قانون و عرف» شده، ذكر شده است و در مقابل در هفت مورد رياست دانشگاه و تشكل دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و نيز سخنرانان مراسم «مصطفي تاجزاده و ابراهيم يزدي» مقصر شناخته شدند.
بر اساس «حقيقتيابي» راهيافتگان مجلس هفتم، دلايل حادثه دانشگاه علم و صنعت عبارتند از:
1- عدم تمكين و يا اطلاع از قانون توسط مسؤولان دانشگاه در دو دوره مسؤوليت قبلي و فعلي
2- حريمشكنيهاي اخلاقي و اعتقادي و سياسي در نشريات و جلسات دانشجويي و عدم توجه به اعتراضات قشرهاي مختلف دانشگاهي [منظور همان گروه فشار است!] در اين مورد از سوي مسؤولان دانشگاه
3- غلبه احساسات بر دانشجويان مذهبي [باز هم منظور همان گروه فشار است] و انجام اقدامات خلاف قانون و عرف
4- عدم برخورد با تخلفات افراد قانون شكن و خاطي در شوراي صنفي و انجمن طيف علامه در چند سال اخير و جري شدن آنان به طريقي كه از انجام هيچ اقدامي [احتمالاً كتك خوردن از گروههاي فشار] هراس ندارند.
5- سوءتدبير مسؤولان دانشگاه و عدم تمكين آنان از نظرات كارشناسي مقامات ذيصلاح [احتمالاً منظور از مقامات ذيصلاح امام جماعت دانشگاه علم و صنعت است كه محرك اصلي گروههاي فشار محسوب ميشود] جهت پيشگيري از التهاب و بحران در دانشگاه در روز حادثه [گفتني است در همين روز امام جماعت فوقالذكر طي يك سخنراني براي اعضاي بسيج دانشجويي و ديگر تشكلهاي وابسته به محافظهكاران آنان را تهييج كرد و به دنبال آن ماجراي گروگانگيري شكل گرفت]
6- غلبه نگاه سياسي بر وظايف مديريت دانشگاه در برخورد با تشكلهاي مختلف دانشجويي[در مورد غلبه نگاه سياسي و نمايندگي ولي فقيه و ساير نهادهاي محافظهكار دانشگاه اشارهاي در اين گزارش به چشم نميخورد.]
7- حضور افراد مخالف نظام در دانشگاهها [منظور ابراهيم يزدي و مصطفي تاجزاده است] و بيان مطالب ساختارشكنانه توسط ايشان [منظور از مطالب ساختارشكنانه دعوت از دانشجويان براي حضور فعال در انتخابات است]
8- عدم سعه صدر كافي سرپرست دانشگاه در برخورد با دانشجويان در روز حادثه [احتمالاً سرپرست دانشگاه هنگام كتك خوردن «آخ!» گفته است.]
نكته جالب ديگر در اين «حقيقتيابي» آن است كه از رياست دانشگاه به خاطر «ايجاد محدوديت براي تشكلهاي دانشجويي مذهبي» انتقاد شده است. كه به نظر ميرسد منظور از اين تشكلها بسيج دانشجويي است كه حادثه اخير نشان داد نه تنها در اين دانشگاه با هيچ محبوبيتي مواجه نيستند بلكه ظاهراً مديريت شركت واحد اتوبوسراني را هم در اختيار دارند و ميتواند در مواقع ضروري اتوبوسها را نگه دارند و افرادي نظير رياست دانشگاه را به آن منتقل كنند و در سطح شهر بگردانند.
جالبترين بخش گزارش «حقيقتيابان»مجلس هفتم آن است كه در بخش «تعرض به سرپرست دانشگاه» طبق اسناد دانشجويان عضو بسيج دانشجويي،مجمع حزبالله و دفاتر فرهنگي دانشكدهها ، كانون قرآن و عترت،هيأت محبان الحسين،مسجد دانشگاه و انجمن اسلامي طيف شيراز مورد اشاره قرار گرفتهاند ولي در مورد چگونگي برخورد آنها با رئيس دانشگاه آمده است: «با توجه به شرايط ملتهب دانشگاه، دانشجويان جهت پاسخگويي(!) به سرپرست دانشگاه مراجعه و ده دقيقه زمان براي توضيح خواستند كه ايشان درخواست را نپذيرفته و نسبت به دانشجويان عصباني نيز شده است. دانشجويان ناراحت از شرايط موجود،معترض ايشان (سرپرست دانشگاه) شده و حوادث ناگوار بعدي در فضاي احساسي،شرايط بدي را ايجاد كرده كه تاكنون در نوع خود بي سابقه بوده و محكوم است.»
در باره تعرض فيزيكي به سرپرست دانشگاه نيز در گزارش «حقيقتيابان» مجلس هفتم آمده است:«البته در دانشگاه به سرپرست دانشگاه تعرض فيزيكي نيز صورت گرفته، ولي بيشتر صدمه به ايشان به علت فشارهاي متوالي و كشش ولي در مسير انتقال وي ايجاد شد، اما بعد از سوار شدن به اتوبوس شرايط عادي(!) شده است.»
در اين گزارش هر گونه برنامه توسط گروههاي فشار براي برخورد با رئيس دانشگاه علم و صنعت رد شده و اين اقدام «فيالبداهه» خوانده شده است.
به گزارش خبرنگار «رويداد»، نتايج «حقيقتيابي» راهيافتگان روز دوشنبه هفتم دي ماه منتشر شد كه طي آن تقصير مهاجمان و گروگانگيران تنها «غلبه احساسات كه منجر به انجام اقدامات خلاف قانون و عرف» شده، ذكر شده است و در مقابل در هفت مورد رياست دانشگاه و تشكل دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و نيز سخنرانان مراسم «مصطفي تاجزاده و ابراهيم يزدي» مقصر شناخته شدند.
بر اساس «حقيقتيابي» راهيافتگان مجلس هفتم، دلايل حادثه دانشگاه علم و صنعت عبارتند از:
1- عدم تمكين و يا اطلاع از قانون توسط مسؤولان دانشگاه در دو دوره مسؤوليت قبلي و فعلي
2- حريمشكنيهاي اخلاقي و اعتقادي و سياسي در نشريات و جلسات دانشجويي و عدم توجه به اعتراضات قشرهاي مختلف دانشگاهي [منظور همان گروه فشار است!] در اين مورد از سوي مسؤولان دانشگاه
3- غلبه احساسات بر دانشجويان مذهبي [باز هم منظور همان گروه فشار است] و انجام اقدامات خلاف قانون و عرف
4- عدم برخورد با تخلفات افراد قانون شكن و خاطي در شوراي صنفي و انجمن طيف علامه در چند سال اخير و جري شدن آنان به طريقي كه از انجام هيچ اقدامي [احتمالاً كتك خوردن از گروههاي فشار] هراس ندارند.
5- سوءتدبير مسؤولان دانشگاه و عدم تمكين آنان از نظرات كارشناسي مقامات ذيصلاح [احتمالاً منظور از مقامات ذيصلاح امام جماعت دانشگاه علم و صنعت است كه محرك اصلي گروههاي فشار محسوب ميشود] جهت پيشگيري از التهاب و بحران در دانشگاه در روز حادثه [گفتني است در همين روز امام جماعت فوقالذكر طي يك سخنراني براي اعضاي بسيج دانشجويي و ديگر تشكلهاي وابسته به محافظهكاران آنان را تهييج كرد و به دنبال آن ماجراي گروگانگيري شكل گرفت]
6- غلبه نگاه سياسي بر وظايف مديريت دانشگاه در برخورد با تشكلهاي مختلف دانشجويي[در مورد غلبه نگاه سياسي و نمايندگي ولي فقيه و ساير نهادهاي محافظهكار دانشگاه اشارهاي در اين گزارش به چشم نميخورد.]
7- حضور افراد مخالف نظام در دانشگاهها [منظور ابراهيم يزدي و مصطفي تاجزاده است] و بيان مطالب ساختارشكنانه توسط ايشان [منظور از مطالب ساختارشكنانه دعوت از دانشجويان براي حضور فعال در انتخابات است]
8- عدم سعه صدر كافي سرپرست دانشگاه در برخورد با دانشجويان در روز حادثه [احتمالاً سرپرست دانشگاه هنگام كتك خوردن «آخ!» گفته است.]
نكته جالب ديگر در اين «حقيقتيابي» آن است كه از رياست دانشگاه به خاطر «ايجاد محدوديت براي تشكلهاي دانشجويي مذهبي» انتقاد شده است. كه به نظر ميرسد منظور از اين تشكلها بسيج دانشجويي است كه حادثه اخير نشان داد نه تنها در اين دانشگاه با هيچ محبوبيتي مواجه نيستند بلكه ظاهراً مديريت شركت واحد اتوبوسراني را هم در اختيار دارند و ميتواند در مواقع ضروري اتوبوسها را نگه دارند و افرادي نظير رياست دانشگاه را به آن منتقل كنند و در سطح شهر بگردانند.
جالبترين بخش گزارش «حقيقتيابان»مجلس هفتم آن است كه در بخش «تعرض به سرپرست دانشگاه» طبق اسناد دانشجويان عضو بسيج دانشجويي،مجمع حزبالله و دفاتر فرهنگي دانشكدهها ، كانون قرآن و عترت،هيأت محبان الحسين،مسجد دانشگاه و انجمن اسلامي طيف شيراز مورد اشاره قرار گرفتهاند ولي در مورد چگونگي برخورد آنها با رئيس دانشگاه آمده است: «با توجه به شرايط ملتهب دانشگاه، دانشجويان جهت پاسخگويي(!) به سرپرست دانشگاه مراجعه و ده دقيقه زمان براي توضيح خواستند كه ايشان درخواست را نپذيرفته و نسبت به دانشجويان عصباني نيز شده است. دانشجويان ناراحت از شرايط موجود،معترض ايشان (سرپرست دانشگاه) شده و حوادث ناگوار بعدي در فضاي احساسي،شرايط بدي را ايجاد كرده كه تاكنون در نوع خود بي سابقه بوده و محكوم است.»
در باره تعرض فيزيكي به سرپرست دانشگاه نيز در گزارش «حقيقتيابان» مجلس هفتم آمده است:«البته در دانشگاه به سرپرست دانشگاه تعرض فيزيكي نيز صورت گرفته، ولي بيشتر صدمه به ايشان به علت فشارهاي متوالي و كشش ولي در مسير انتقال وي ايجاد شد، اما بعد از سوار شدن به اتوبوس شرايط عادي(!) شده است.»
در اين گزارش هر گونه برنامه توسط گروههاي فشار براي برخورد با رئيس دانشگاه علم و صنعت رد شده و اين اقدام «فيالبداهه» خوانده شده است.
